نوشته‌ها

تقویت حافظه با ۱۲ راهکار عالی و اساسی

تقویت حافظه با ۱۲ راهکار عالی و اساسی

به نظر شما چگونه می‌توانیم هر مطلبی و هر نوشته‌ای و هر گفته‌ای را که می‌خوانیم یا می‌بینیم یا می‌شنویم، به راحتی به‌ خاطر بسپاریم و مهم‌تر اینکه به‌راحتی به خاطر بیاوریم؟ آیا این امر امکان‌پذیر است یا وعده و وعید است؟ چگونه می‌توانیم حافظه‌مان را تقویت کنیم؟ آیا تقویت حافظه با سن‌وسال هم مرتبط است؟ یعنی هرچه سنمان افزایش یابد، حافظه‌مان نیز ضعیف‌تر می‌شود؟ آیا می‌شود در میان‌سالی یا پیری، حافظه‌ای به مراتب عالی‌تر از دوران جوانی داشته‌ باشیم؟ این‌ها خیال و وهم است یا واقعیت و راستی؟

اهمیت داشتن حافظه‌ای عالی

اهمیت داشتن حافظه‌ای عالی بر هیچ‌کس پوشیده نیست. همه خواهان آنند و از دل و جان می‌خواهند که حافظه‌شان درجه‌یک و ممتاز باشد و هر چه را خواندند یا دیدند یا شنیدند به بهترین و راحت‌ترین شیوه به خاطر بسپارند و به ‌اندک ثانیه‌ای به خاطر بیاورند.

نکته اساسی اینجاست همه ما دوست داریم و می‌خواهیم حافظه‌مان را تقویت کنیم تا روزبه‌روز بهتر و پویا‌تر و جوان‌تر از قبل بماند. آیا اکسیری یا جادویی یا رمز و راز و راهکاری هست برای تقویت حافظه‌ در هر سن و سال یا این‌ها همه شعار است و در وهم و خیال؟

دانشمندان و پژوهشگران، بررسی‌های مختلفی درباره تقویت حافظه و روش‌های بهبود آن انجام و راه‌کارهایی مؤثر و کاربردی ارائه داده‌اند. در این مقاله قرار است گام‌به‌گام موضوع تقویت حافظه را بررسی کنیم.

چنانچه مقاله‌ها و پژوهش‌ها و وب‌سایت‌های مختلف را جست‌وجو کنیم، موضوع تقویت حافظه از منظرهای متفاوتی بررسی شده است. هر روز اطلاعاتی جدیدتر و کامل‌تر و به‌روزتر و گاه حتی نقض‌کننده اطلاعات‌ کهنه‌تر. با وجود این، تعدادی اصول و تکنیک‌ و راهکارهای مشترک برای تقویت حافظه وجود دارد که همگان بر آن توافق دارند. قبل از مطرح‌کردن این راهکارها، بهتر است شناختی اولیه از حافظه و انواع آن ارائه دهیم.

حافظه‌ کوتاه‌مدت مانند تخته‌سیاه ناکارآمد

شناخت حافظه

دانشمندان به طور معمول حافظه را به سه بخش تقسیم می‌کنند. حافظه حسی؛ حافظه کوتاه‌مدت یا حافظه کاری؛ حافظه حافظه بلندمدت. اطلاعات از طریق حواس پنج‌گانه وارد حافظه کوتاه‌مدت ما می‌شود. چنانچه به اطلاعات دریافتی توجه کنیم و اقدامی برای به‌خاطرسپاری آن‌ها انجام دهیم، به حافظه بلندمدت ما منتقل می‌شود.

وقتی موضوع یا خاطره‌‌ای از دوران کودکی به خاطر می‌آوریم یا یکی از فرمول‌های فیزیک را در ذهنمان مرور می‌کنیم، در حال استفاده از حافظه بلندمدت مغزمان هستیم.

وقتی سعی می‌کنیم سه‌چهار تا ایده را در ذهن بررسی ‌کنیم تا به مفهومی کلی درباره یک موضوع برسیم یا مشکلی را حل کنیم، در حال استفاده از حافظه کاری مغز هستیم.

ناگفته پیداست این دو حافظه به هم مرتبط هستند؛ یعنی بسیاری از مواقع ممکن است موضوع یا مطلبی را از حافظه بلندمدت به حافظه کوتاه‌مدتمان منتقل کنیم تا بتوانیم درباره‌اش تعمق و تفکر کنیم.

حافظه کوتاه‌‌مدت مانند یک تخته‌سیاه ناکارآمد

 حافظۀ کاری یا کوتاه‌مدت به بخشی از مغز اشاره می‌کند که به‌صورت آنی و لحظه‌ای و البته آگاهانه در ذهنمان آن‌ها را بررسی و پردازش می‌کنیم. حافظه کاری در بخش جلوی پیشانی یا به‌اصطلاح قشر پیش‌پیشانی جای گرفته است. در گذشته تصور بر این بود که ما می‌توانیم در حدود پنج تا هفت بسته اطلاعاتی یا به‌اصطلاح «چانک» را در حافظه کاری خود نگه داریم؛ اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد در حال حاضر فقط قادریم چهار «بسته اطلاعاتی» را در حافظه کاری نگه داریم. به عبارت دیگر، حافظه کاری را مانند تخته‌سیاهی ناکارآمد مثال می‌زنند که هر مطلبی روی آن نوشته می‌شود، چنانچه اقدامی برایش انجام ندهیم، زود پاک می‌ّشود.

به بیان دیگر، هر موضوع یا مطلب یا نوشته‌ای را باید مرتب تکرار کنیم تا ماندگاری آن در حافظه کاری افزایش یابد. برای مثال، وقتی برای نخستین بار شماره‌تلفنی را می‌شنویم و در آن لحظه گوشی ‌موبایل یا برگه‌ای برای یادداشت همراهمان نباشد، باید مرتب آن را برای خودمان تکرار کنیم تا در ذهنمان بماند و بتوانیم بعداً آن را در گوشی موبایلمان ثبت یا در دفترچه‌ای یادداشت کنیم. چنانچه این تکرارکردن را انجام ندهیم، آن شماره‌تلفن از حافظه‌مان پاک می‌شود. بسیاری از ما برای تمرکز بیشتر، حتی ممکن است لحظاتی چشمان خودمان را ببندیم تا هیچ اطلاعات اضافی وارد حافظه‌مان نشود و راحت‌تر بتوانیم آن شماره را حفظ کنیم. بنابراین وقتی برای نخستین بار قرار است اطلاعاتی را از حافظه کاری یا کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت منتقل و در آنجا نگه‌داری کنیم، بهتر است متناسب با میزان دشواری آن اطلاعات، چندین بار آن را تکرار و در ذهنمان مرور کنیم تا به خوبی در حافظه بلندمدت ما ذخیره شود.

حافظه بلندمدت مانند انبار بزرگ یک کارخانه

چنانچه بخواهیم تشبیهی برای حافظه بلندمدت مطرح کنیم، می‌توانیم آن را شبیه یک انبار بزرگ ذخیره‌سازی فرض کنیم. انباری که بی‌نهایت بزرگ است و هر چه دلتان بخواهد فضا دارد و هر چقدر که بخواهید می‌توانید بسته‌های اطلاعاتی مختلف را در این انبار جا دهید. البته باید این نکته مدنظرمان باشد که چون تعداد بسته‌های اطلاعاتی خیلی زیاد است، این اطلاعات مختلف و متنوع ممکن است روی هم انباشته شوند و به‌راحتی هر زمانی که نیاز داشتیم، نتوانیم به‌خاطر بیاوریم. به همین دلیل، باید برنامه‌ای برای مرور و تکرار و به‌خاطرآوری اطلاعات ضروری داشته باشیم.

 اهمیت اصلی حافظه بلندمدت به این دلیل است که مفهوم‌ها و مطلب‌ها و تکنیک‌ها و نکته‌های اساسی و مهم را در آن نگه‌داری می‌کنیم. نکته مهم دیگر اینکه انتقال اطلاعات به حافظه بلندمدت، قرار نیست به‌ٌصورت یک‌شنبه و آنی اتفاق بیفتد؛ برای مثال چنانچه قرار باشد مطلب یا موضوعی را به ذهن بسپاریم به‌جای آنکه در یک مرحله یا در یک روز، آن را بیست بار تکرار کنیم، بهتر است آن را در روزهای مختلف و به صورت فاصله‌دار یا زمان‌دار مرور کنیم. در این حالت، به خوبی در حافظه بلندمدت جا‌می‌گیرد و ماندگارتر می‌شود. اینکه طی چند روز موضوعی را تکرار و مرور کنیم، تفاوتی عالی در به‌خاطرسپاری و یادگیری آن ایجاد می‌کند تا اینکه در یک روز و یک مرحله این کار را انجام دهیم. این زمان‌داربودن به مغز کمک می‌کند تا مسیرهای عصبی یادگیری آن موضوع به‌خوبی و با استحکام کافی در مغز ساخته شود.  

خوابیدن برای تقویت حافظه

اقدام کاربردی شماره یک: برای تقویت حافظه، خوب و کافی و عالی بخوابیم

به‌اندازه کافی بخوابیم. خواب کافی و عالی در بهبود عملکرد مغز و تقویت حافظه معجزه می‌کند. نکته اساسی در باره خواب اینکه حتما خوابمان منظم باشد. به‌عبارتی نظم‌داشتن و در ساعتی مشخص ‌خوابیدن و بیدارشدن، یعنی نهایت لطف شما به حافظه‌. در پژوهشی مشخص شد کمبود خواب، علاوه بر تأثیر منفی بر عملکرد مغز و حافظه و افزایش احتمال فرد به بیماری‌های قلبی‌عروقی و دیابت، موجب می‌شود تا کارایی فرد تا ۷۵درصد کاهش یابد.

نوشیدن برای تقویت حافظه

اقدام کاربردی شماره دو: برای تقویت حافظه، خوب و کافی و عالی بنوشیم

کمبود آب موجب سستی و اختلال در عملکرد مغز و حافظه و درنتیجه یادگیری می‌شود. بدن هر فرد بالغ در هر روز به طور متوسط بین شش تا هشت لیوان آب نیاز دارد. آب کافی ، یعنی مغز سرحال‌تر و شادتر و یعنی حافظه‌ بهتر و عالی‌تر.

اقدام کاربردی شماره سه: برای تقویت حافظه، خوب و کافی و عالی ورزش کنیم

ورزش و تحرک و فعالیت فیزیکی یعنی اقدامی متحول‌کننده و عالی برای ساخت مسیرهای عصبی جدید و کمک به تقویت حافظه. پیاده‌روی و شنا و کوه‌نوردی و ورزش‌های گروهی در تقویت حافظه معجزه می‌کنند.

میوه و سبزی برای تقویت حافظه

اقدام کاربردی شماره چهار: برای تقویت حافظه، از انواع میوه و سبزی غافل نشویم

هر چقدر غذاهای پرچرب و پرنمک و فست‌فود و پیتزا و نوشابه و سس و… کمتر مصرف کنیم و به‌‌جای آن از انواع میوه‌ها و سبزی‌ها استفاده کنیم؛ یعنی حس شادابی و سلامتی و تازگی به مغز و حافظه‌مان دادن.

اقدام کاربردی شماره پنج: از چرت‌زدن‌های روزانه غافل نشویم

در هر فرصتی در طول روز برای چرت‌زدن استفاده کنید. از برچسب خواب‌آلوبودن و تنبل‌بودن و… نترسید. چرت‌ کوتاه بیست‌دقیقه‌ای بعد از ناهار، موجب می‌شود بعدازظهری عالی و پربار داشته باشید.

اقدام کاربردی شماره شش: برای تقویت حافظه، دست مخالف یا به‌اصطلاح غیرغالب یا غیرتخصصی خود را فعال کنید

انجام کارهای عادی با دست مخالف در تقویت حافظه نقشی اساسی دارد. از جمله این کارها عبارت‌اند از: نوشتن با دست مخالف؛ مسواک‌زدن با دست مخالف، نقاشی با دست مخالف. هر روز زمانی را به انجام این کارها اختصاص دهید. از نتایج بلندمدت آن در تقویت حافظه شگفت‌زده می‌شوید.

اقدام کاربردی شماره هفت: برای تقویت حافظه، کارهای عادی و همیشگی را به روش غیرعادی و متفاوت انجام دهید

هر چند وقت یک‌بار برای رفتن به محل کار یا منزل از مسیرهای جدید استفاده کنید؛ دکوراسیون منزل یا محل کارتان را تغییر دهید؛ لباس‌های متفاوت بپوشید و جای وسایل شخصی خود را عوض کنید.

اقدام کاربردی شماره هشت: صبح‌تان را با عامل‌های بیرونی شروع نکنید

به‌جای آنکه بلافاصله بعد از بیدارشدن، سراغ موبایل و فضای مجازی و تلویزیون و اخبار برویم. چنددقیقه‌‌‌ای را به تفکر و تعمق و ذهن‌آگاهی اختصاص دهیم؛ کمی نرمش کنیم؛‌ کتابی بخوانیم یا مطلبی بنویسم. این کار در تقویت حافظه و افزایش عملکرد ذهنی بسیار مؤثر است.

اقدام کاربردی شماره نه: طعم‌های جدید و بوهای جدید و آدم‌های جدید و ارتباط‌های جدید

هر اقدام جدیدی از چشیدن و نوشیدن و بوییدن گرفته تا ارتباط با آدم‌های جدید و یادگیری مهارتی جدید در تقویت حافظه و ساخت مسیرهای جدید عصبی در مغز بسیار تأثیرگذار است

مطالعه برای تقویت حافظه

اقدام کاربردی شماره ده: برای تقویت حافظه از مطالعه غافل نشوید

هر کتاب یعنی دنیایی جدید و یعنی مسیرهای عصبی جدید و این یعنی تقویت حافظه به روشی عالی همراه با یادگیری و بهبود و رشد و ارتقای فردی.

نوشتن برای تقویت حافظه

اقدام کاربردی شماره یازده: برای تقویت حافظه بنویسیم

خودمان را ملزم کنیم هر روز بنویسیم؛‌ حتی یک کلمه. تأثیر معجزه‌آسایش را در درازمدت خواهید فهمید.

اقدام‌ کاربردی شماره دوازده‌:‌ از تکنیک‌های تقویت حافظه استفاده کنیم

تکنیک‌های مختلفی برای تقویت حافظه و به‌خاطرسپاری سریع‌تر واژه‌ها و مطلب‌ها و عددها وجود دارد. از جمله مهم‌ترین این تکنیک‌ها عبارت‌اند از: تکنیک پیوند، تکنیک عددشکل، تکنیک اتاق رومی، تکنیک عددقافیه، تکنیک الفبایی، تکنیک سیستم اصلی.

هر کدام از این تکنیک‌ها در بهبود و افزایش سرعت به‌خاطرسپاری و نیز یادآوری موضوع‌ها و مطلب‌های مختلف نقشی اساسی و چشمگیر دارند. چنانچه علاقه‌مند به یادگیری این تکنیک‌ها هستید و می‌خواهید در زمانی کمتر، بهره‌ای بیشتر ببرید و حافظه‌‌تان را تقویت کنید، می‌توانید از دوره غیرحضوری «تقویت حافظه: از عادی به عالی» با تخفیف ویژه رونمایی استفاده کنید.

دکتر مجید نعیم‌ياوری

به خاطرسپاری و یادآوری سریع

چگونه هر موضوعی را سریع به خاطر بسپاریم و سریع به یاد بیاوریم

برای بسیاری از ما داشتن حافظه‌ای عالی که هر موضوعی را به راحتی به خاطر بسپارد و هر زمان نیاز بود، به راحتی به یاد بیاورد، امری رؤیاگونه و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. حال آنکه فقط کافیست تکنیک‌های بهبود حافظه و اصول به‌خاطرسپاری موضو‌ع‌های مختلف را بدانیم تا از قدرت چشمگیر حافظه‌مان شگفت‌زده ‌شویم.

داشتن حافظه عالی، نه‌تنها موجب افزایش یادگیری می‌شود؛ بلکه در بهبود اوضاع‌واحوال زندگی و حس بهتر ما بسیار مؤثر و اثربخش خواهد بود. دومینیک ا.براین قهرمان هشت دوره مسابقات جهانی حافظه می‌گوید «تفاوت داشتن یک ذهن معمولی با یک ذهن توانا در حفظ‌کردن شماره‌تلفن‌های یک دفترچه تلفن فقط در دو کلمه خلاصه می‌شود: خواستن و تکنیک».

داشتن حافظه عالی

همین‌ که هریک از ما بخواهیم حافظه‌ای عالی و قوی داشته باشیم، به قول ابراین، پنجاه‌درصد راه را طی کرده‌ایم و فقط کافیست تکنیک‌ها و روش‌های به‌خاطرسپاری و تقویت حافظه را یاد بگیریم تا از لذت و حسی دوست‌داشتنی و عالی بهره‌مند شویم.

تکنیک‌های متعدد و متنوعی در بهبود و ارتقای حافظه ما نقش دارند. برای بسیاری از ما این موضوع پیش آمده است که برای خرید به هایپرمارکت رفته‌ایم و یادمان رفته‌ است فهرست خرید را با خودمان ببریم؛ خریدهای زیادی انجام می‌دهیم و وقتی به خانه برمی‌گردیم متوجه می‌شویم بسیاری از کالاها و جنس‌هایی را خریده‌ایم که در فهرست خریدمان نبوده است و ازطرفی تعدادی از کالاهای ضروری را به دلیل فراموشی و اینکه در فروشگاه جلوی چشممان نبوده است، از قلم انداخته‌ایم و مجبوریم دوباره راهی بیرون شویم برای خرید جامانده‌ها و فراموش‌شده‌ها. این قصه تکراری شاید بارها و بارها در طول سال برایمان روی دهد و البته می‌توان با دانستن نحوه به‌خاطرسپاری و یادآوری سریع فهرست خرید، به راحتی و برای همیشه این مشکل را حل کنیم.

یا خاطره‌ بسیاری از ما از جلسه‌های امتحان که با وجود اینکه درس را به‌ خوبی مطالعه کرده بودیم و بارها با خودمان تکرار یا به عبارتی تمام کتاب را حفظ بودیم؛ اما در آن لحظه که باید؛ یعنی در زمان امتحان، به یک‌باره بسیاری از مطلب‌ها و واژه‌ها و نکته‌ها از ذهنمان فرار می‌کردند و هر چه به خودمان فشار می‌آوردیم، کمتر و کمتر به خاطرمان می‌آمد. جالب آنکه بعد از جلسه امتحان، وقتی جزوه یا کتابمان را باز می‌کردیم، تمام آنچه فراموشمان شده بود، دوباره با جزئیات کامل به ذهنمان برمی‌گشت. اما چه فایده؟ دیگر کار از کار گذشته بود و آب رفته به جوی باز نمی‌گردد. شاید الان با خودمان بگوییم کاش این تکنیک‌های تقویت حافظه و به‌خاطرسپاری و یادآوری سریع در هر زمان و مکان را زودتر و در همان دوران مدرسه یادمان داده‌ بودند. آه که چقدر حسرت‌ها و آخ‌گفتن‌ها و فشار‌آوردن‌ها به مغزهایمان و یادنیاوردن‌ها و ناسزازیرلب‌گفتن‌ها و تقلب‌کردن‌هایمان کمتر بود؛ اما با تمام این‌ حرف‌ها و به قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است.

در هر سن و هر مقطع تحصیلی و هر زمینه کاری و شغلی هستیم، حافظه‌مان را اولویت نخست زندگی‌مان قرار دهیم و فقط کافیست بخواهیم و بعد تکنیک‌هایش را بیاموزیم و از تأثیر چشمگیر آن در بهبود عملکرد حافظه‌مان لذت ببریم.

به زودی دوره ویدئویی «تقویت حافظه» با هدف ارتقا و بهبود از حافظه‌ عادی به عالی و درک لذت واقعی زندگی، ارائه خواهد شد و تخفیف ویژه برای خریدارانی که از هم‌اکنون جهت پیش‌خرید آن اقدام کنند.

در دوره ویدئویی «تقویت حافظه: از عادی به عالی»، شش تکنیک کاربردی و مؤثر برای به‌خاطرسپاری واژه‌ها، عددها، شماره‌تلفن‌ها به همراه محل و مکان مدنظر و چهره‌ها همراه با مثال‌ها و تمرین‌های کاربردی و ساده ارائه شده است. این محصول با قیمت ۱۹۰هزارتومان از هفته آینده رونمایی خواهد شد و به۹۰ نفر نخست، در صورت خرید تا پایان شهریورماه ۱۰۰۰۰۰ تومان تخفیف تعلق خواهد گرفت یعنی فقط ۸۹ هزارتومان برای تغییری جدی و عمیق در حافظه و ذهن و مغزمان و بهبود به‌خاطرسپاری و یادآوری و عملکرد ذهنی‌مان.   

چگونه بفهمم در چه شغلی موفق‌ترم؟

بسیاری از افراد برای اینکه شغل متناسب و دلخواه خود را به دست بیاورند، کارهای مختلفی را امتحان می‌کنند. هر شغلی نیازمندی‌ها و شرایط خاص خود را دارد و برخی بدون آگاهی از پیش‌زمینه‌های آن شغل و فقط به دلیل برخی جذابیت‌های بیرونی تصور می‌کنند می‌توانند در آن شغل به موفقیت و پیشرفت برسند. یکی از روش‌های مؤثر برای پیش‌بینی میزان موفقیتمان در هر شغل این است که بدانیم آیا هوش‌های مختلفی که در وجودمان هست، چه میزان با آن شغل متناسب است. برای مثال، کسی که در هوش مکانی توانمندی بیشتری دارد، احتمال موفقیت وی در شغل‌هایی مانند خلبان، عکاس، مجسمه‌ساز، نقشه‌بردار و طراح داخلی بیش از شغل‌های دیگر است.

در محصول صوتی «پیتزای هوش» به طور کامل شغل‌های متناسب با هر مقوله هوشی معرفی شده‌اند

برای دریافت این محصول متمایز، اینجا را کلیک کنید.

همچنین آگاهی از مقوله‌های هوشی مختلف در یادگیری افراد نیز بسیار تأثیرگذار است. به‌ نظر می‌رسد افراد برای اینکه بتوانند موضوعی را سریع و دقیق یاد بگیرند، باید از روش‌های متفاوتی استفاده کنند تا بفهمند به چه روشی بهتر و راحت‌تر یاد می‌گیرند. پژوهش‌های انجا‌م‌شده در حوزه یادگیری نشان می‌دهد افراد به تناسب نوع هوش و استعداد و توانمندی که دارند،‌ ممکن است از موضوعی یکسان یادگیری متفاوتی برایشان حاصل شود. برای مثال، وقتی معلم در کلاس درس از دانش‌آموزان می‌خواهد با همدیگر گروه تشکیل دهند و تمرینات را گروهی حل کنند، برای کسی که هوش‌ میان‌فردی چشمگیری دارد، این کار بسیار لذت‌بخش و مطلوب است. افراد دارای هوش میان‌فردی، از انجام کارهای گروهی لذت می‌برند و درس را بهتر یاد می‌گیرند. حال چنانچه فردی در گروه باشد که در هوش درون‌فردی توانمند باشد، بیشتر تمایل دارد تا به‌تنهایی و به صورت جداگانه درس و تمرین‌ها را بخواند و حل کند. اجبارکردن این دانش‌آموز به انجام تمرین به صورت گروهی ممکن است به رنجش و حس نامطلوب از درس و مدرسه و معلم در دانش‌آموز منجر شود.

یا برای فردی که هوش موسیقایی قوی دارد، تلفیق موسیقی با تدریس،‌ به طور قطع به افزایش حس رضایت و یادگیری در وی منجر خواهد شد؛ اما کسی که هوش حرکتی‌جسمانی مطلوبی دارد، یک‌جا نشستن و گوش‌دادن به حر‌ف‌های معلم برایش بسیار دشوار و آزاردهنده خواهد بود و بالطبع در این حالت، یادگیری مطلوبی هم نخواهد داشت.

هوارد گاردنر، روان‌شناس آلمانی نشان داد که افراد مختلف، هو‌ش‌های متفاوتی دارند و الزاما قرار نیست همه به طور یکسان یاد بگیرند. وی در ابتدا هفت نوع هوش متفاوت را شناسایی کرد و بعد هوش طبیت‌گرا را به عنوان هوش هشتم به آن‌ها افزود. بعدها با اضافه‌شدن دو هوش وجودی و اخلاقی، فهرست هوش‌های چندگانه گادرنر به عدد ده رسید.

بسیاری این دغدغه و سؤال برایشان مطرح است آیا هیچ نوع ابزار یا معیاری هست تا به وسیله آن‌ها بفهمیم در کدام مقوله هوشی توانمندتر هستیم و بهتر می‌توانیم رشد و پیشرفت کنیم؟ چگونه می‌توانیم بفهمیم خودمان یا فرزندمان با توجه به نوع هوشی که دارد، در کدام زمینه شغلی احتمال موفقیت بیشتری دارد؟ در دوره صوتی «پیتزای هوش» به طور کامل و به صورت ساده و کاربردی، ضمن معرفی هوش‌های چندگانه، معیارها و ابزارهای خودارزیابی برای بزرگسالان و نیز به طور جداگانه برای فرزندان و دانش‌آموزان ارائه شده است.

یادگیری بهتر

چگونه بهتر یاد بگیریم

بسیاری از ما به‌دنبال راه‌های عجیب و غریب برای یادگرفتن هستیم. انتظار داریم روشی معجزه‌آسا وجود داشته باشد که بدون هیچ تلاش و تمرکز و توجه و دقت هر آنچه بخواهیم در هر حال و هر لحظه و هر زمان که نیاز بود از یک ساعت یا یک هفته یا یک سال در حافظه‌مان بماند و بعد در صورتی که نیازی نداشتیم از حافظه‌مان پاک کنیم. نگاهی رؤیاگونه یا به‌عبارتی توهم‌مانند که شاید به زبان نیاوریم اما چنانچه این راه‌حل وجود داشت، قند در دلمان آب می‌شد.

یادگرفتن موضوع جدید، به یک‌باره روی نمی‌دهد. این اصل پذیرفته‌شده در تمام پژوهش‌هاست. مغز ما برای یادگیری هر موضوع جدیدی نیاز به زمان دارد. به استراحت نیاز دارد تا بتواند اطلاعات جدید را پردازش کند و آن را به اطلاعات گذشته پیوند دهد. چنانچه این زمان را از مغز بگیریم و اجازه ندهیم در فرصت و زمان کافی، اطلاعات جدید را بررسی کند، دچار انباشت اطلاعات می‌شویم و مغز بعد از کمی هر چه به آن وارد شود، پس می‌زند؛ یعنی هیچ خروجی مفیدی ارائه نمی‌دهد. به همین دلیل است که به استراحت‌های کوتاه بین مطالعه و یادگیری و تمرکز تأکید شده است تا ذهن این فرصت را پیدا کند راجع به موضوعی دیگر و اقدامی دیگر تمرکز کند و در آن لحظه در ناخودآگاه انسان کار پردازش و ساماند‌هی اطلاعات جدید انجام می‌شود.

اما سه نکته‌ برای یادگیری بهتر و عمیق‌تر:

۱. داشتن هدف و برنامه‌ برای یادگیری

برای یادگیری باید با برنامه و هدف‌گذاری اقدام کرد. نمی‌شود رویکردمان این‌گونه باشد چنانچه حوصله‌ام شد این کتاب را می‌خوانم. چنانچه فرصت شد، به فایل سخنرانی گوش می‌دهم. امروز می‌خواهم فقط زبان انگلیسی تمرین کنم. فردا تمام وقتم را روی ریاضی می‌گذارم. هر لحظه هر کاری پسندم بود انجام می‌دهم. نتیجه این‌گونه برنامه‌ریزی می‌ّشود یک سری اقدام‌های پراکنده و نیمه‌کاره و یادگیری‌های اتفاقی و زودازبین‌رونده.

بی‌برنامه اقدام‌کردن آسیب‌زاست. آن نتیجه و کارایی و اثربخشی لازم را به اندازه وقت و زمانی که برای آن صرف می‌شود، به همراه ندارد.

  1. رعایت اصل استراحت و فرصت پردازش به مغز

چنانچه می‌خواهید کتابی با موضوع جدید مطالعه کنید و برای مثال، چهار ساعت زمان‌ می‌خواهد تا آن را مطالعه کنید، حتماً تفکیک‌بندی زمان به بازه‌های کوتاه را مدنظرمان باشد و در صورت امکان از تکنیک پومودورو استفاده کنید.

  1. اهمیت مرور

از مرور آنچه می‌خوانید، غافل نشوید. اصل یادگیری را بر مرور درست و به‌موقع است. برای مرور، بازه‌های زمانی مختلفی پیشنهاد شده است. بسیاری پژوهش‌ها بر این نکته تأکید می‌کنند که نخستین مرور را بلافاصله بعد از مطالعه انجام دهید. مرور دوم، یک روز بعد؛ مرور سوم، یک هفته بعد؛ مرور چهارم، یک ماه بعد؛ مرور پنجم سه ماه بعد.

برخی از پژوهش‌ها مرور دو برابر را پیشنهاد می‌کنند. یعنی مرور بعد از یک، دو، چهار، هشت، شانزده و سی‌و‌دو روز بعد.

به هر حال، به هر روشی مرور انجام می‌دهید، اصل بر اینست که فقط انجام دهید. یادگیری بدون مرور، جز آب در هاون کوبیدن نیست.

دکتر مجید نعیم‌یاوری

توجه به هوش‌های چندگانه در یادگیری

هوش‌های چندگانه به عنوان فلسفه‌ای در آموزش، مفهوم جدیدی تلقی می‌شود. به اعتقاد هوارد گاردنر، دست‌کم  هشت نوع مقوله هوشی در هر یک از ما وجود دارد. گاردنر در نظریه خود با عنوان هوش‌های چندگانه سعی می‌کند تا این موضوع را برای همگان روشن کند که حوزه استعدادهای ما فراتر از مرز آي‌کیو است.

گاردنر معتقد است هر کدام از ما در برخی مقوله‌های هوشی کارایی چشمگیری داریم. افراد نابغه کسانی هستند که می‌دانند در کدام زمینه هوشی قابلیت‌ها و توانمندی‌های بیشتری دارند و البته بسیاری از نوابغ ممکن است در سایر مقوله‌های هوشی، عملکرد ضعیفی داشته باشند.

توجه به هوش‌های چندگانه در زمان آموزش و تدریس، به طور قطع به افزایش یادگیری فراگیران منجر می‌شود. در روش سنتی، معلم، صحبت می‌کند یا مطلب‌هایی روی تخته می‌نویسد و سؤال‌هایی از دانش‌آموزان درباره موضوع درس می‌پرسد و برای جلسه بعد هم تکلیف‌هایی تعیین می‌کند. اما مدرس یا استادی که در حوزه هوش‌های چندگانه تسلط دارد، فقط بخشی از کلاس را به سخنرانی و نوشتن پای تخته اختصاص می‌دهد. در ادامه کشیدن تصویر پای تخته، پخش فیلم یا حتی برای خاطرنشان کردن نکته‌ای مهم یا فراهم‌ساختن محیط بهتر برای مطالعه، پخش موسیقی را نیز در دستور کار خود قرار دهد. همچنین ممکن است دانش‌آموزان را به فعالیت عملی وادار کند یا به روش‌های مختلف مثل تشکیل‌ گروه‌های دونفره یا بیشتر، مشارکت و همکاری بین آن‌ها را افزایش دهد. نیز در برخی موضوع‌ها، فراگیران را به محیطی خارج از کلاس ببرد تا درس را بهتر و دقیق‌تر یاد بگیرند. 

برای آشنایی با انواع هوش‌های چندگانه می‌توانید از دوره صوتی پیتزای هوش بهره‌مند شوید. در این دوره ضمن معرفی هوش‌های چندگانه، معیارها و ابزارهایی ارائه می‌شود که به کمک آن‌ها می‌توانیم سطح هوشی خود در هرکدام از مقوله‌های هوشی را بهتر بشناسیم و موفقیت و دستاورد بیشتری در آینده کسب کنبم.

برای تهیه این محصول متفاوت و متمایز، با تخفیف ویژه، روی «پیتزای هوش» کلیک کنید.

منبع یادگیری؟

شاید این دغدغه و سؤال به ذهنتان بیاید که از کجا یاد بگیریم؟ به نظر برخی از افراد، در فضایی خارج از مدرسه و دانشگاه، نمی‌توان یاد گرفت. از طرفی عده‌ای نیز معتقدند هرلحظه و هر کجا ممکن است موضوع یادگیری روی دهد. مهم این است که با هدف و برنامه اقدام کنیم. در این صورت می‌توان از اینترنت، از کتاب‌ها و مقاله‌های مختلف، از آدم‌های متخصص و اطرافیان و آشنایان و از همه‌وهمه موضوع یادگیری را دنبال کرد و بررسی کرد و یاد گرفت. البته همواره باید این نکته را مدنظر قرار داد که برای یادگیری باید پله‌پله، با صبر، با حوصله، با تدبیر و با وقت‌گذاری اقدام کرد. قرار نیست لحظه‌ای و آنی و یک‌باره و در وهم و خیال و یک‌شبه علامه دهر شد و استاد مطلق در موضوعی که قرار است یاد گرفته شود. بسیاری از ضرب‌المثل‌ها را می‌توان به سختی مسیر یادگیری و لزوم صبر و حوصله در این مسیر، مرتبط ساخت:

گاو نر می‌خواهد و مرد کهن؛

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی؛

قطره‌قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود؛

با حلواحلواکردن، دهان شیرین نمی‌شود. فقط با گفتن اینکه می‌خواهم راجع به موضوعی یاد بگیرم و توانمند شوم، این کار محقق نخواهد شد.

برای جابه‌جاکردن کوه، نخست باید سنگریزه‌ها را برداشت. باید قدم‌ها محکم کرد. با نیت و انگیزه‌ای عالی و با برنامه‌ای دقیق و بلندمدت و بازنگری و انعطاف‌پذیری در برنامه شروع کرد. وقت‌گذاری و تلاش و پشتکار و عرق‌ریختن و صبرکردن و تداوم و استمرار و… را سرلوحه کار خود قرار داد؛ نه راه میان‌بری هست؛ نه قرصی؛ نه دارویی و نه جادویی که زودتر و مؤثرتر و بهتر یادگیری انجام شود. باید وقت گذاشت. نمی‌شود صبح را خوابید، به امید شب و شب را خوابید به امید صبح. فقط وقت می‌گذرد و صبر نمی‌کند تا ببیند تصمیم گرفتی صبح بخوانی یا شب. یادگیری زمان‌بر است، انرژی‌بر است، هزینه‌بر است، طعنه و گلایه و تمسخر و درد به همراه دارد. مسیری پرسنگلاخ، پرتلاطم، پردردسر با انبوهی از وسوسه‌ها و ترغیب‌کننده‌ها و جذابیت‌های غیرمفیدی که هر کسی را ممکن است بفریبد و از هدف اصلی و از مسیر اصلی و از وقت‌گذاشتن برای یادگیری غافل کند. رفتن با دوستان برای تفریح، وقت‌گذرانی پای تلویزیون و پای شبکه‌های مجازی، بیرون‌رفتن‌های بیش ا‌ز حد با خانواده و شب‌نشینی‌های خانوادگی فراتر از حد معمول، خوردن و خوابیدن و تفریح و بازی و سرگرمی و… . تمام این‌ها ممکن است فرصت یادگیری را از شما بگیرد، وقت و انرژی شما در جایی دیگر و برای برنامه‌ای دیگر صرف شود. یادمان باشد یادگیری تعصب می‌خواهد، پافشاری می‌خواهد و استمرار می‌خواهد.

برگرفته از کتاب «حلقه‌های مفقوده آموزش و یادگیری» نوشته دکتر مجید نعیم‌یاوری

بحران خاموش

بحران خاموش

یکی از بحران‌های مهم و تأثیرگذار در زندگی فعلی و آینده تمام ما انسان‌ها، بحرانی است که بسیاری از ما آن را نمی‌بینیم و احساس نمی‌کنیم و درنتیجه کاری هم برای پیشگیری از آن انجام نمی‌دهیم. شاید دغدغه بحران‌های متنوع و گسترده در طی سال‌های گذشته ما را از این بحران اساسی غافل کرده است. بحران کم‌آبی، بحران زلزله، بحران سیل، بحران تورم و گرانی و… از جمله‌ بحران‌هایی هستند که در این سال‌ها آن‌ها را دیده یا پشت‌سر گذاشته یا در حال دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با آن‌هاییم و در این میان شاید از بحرانی اساسی و تأثیرگذار در آینده خود و فرزندانمان غفلت کرده‌ایم و آن هم بحران یادگیری. بحرانی به‌ظاهر خاموش و بی‌تأثیر و به‌واقع فاجعه‌آمیز و پرتأثیر.

هر چه بیشتر بخوانیم‌ و بررسی کنیم و مطالعه و تفکر و اندیشیدن را در امور جاری و کاری خود به عادت تبدیل کنیم، بیشتر متوجه می‌شویم که چقدر موضوع‌ها و بحث‌ها و نکته‌ها و گفته‌هاست که درباره‌شان نمی‌دانیم. نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر در اثر خواندن و مطالعه و آموزش‌دیدن این‌ است که دست‌کم می‌فهمیم هنوز چقدر نادانیم. به‌نظر می‌رسد بسیاری از ما با آموزش‌دیدن، به‌جای این‌که بیشتر بدانیم، داریم خام‌تر مي‌شویم. نکته اینست راجع به موضوعی که هیچ نمی‌دانیم، هیچ دغدغه‌ای هم نداریم. وقتی موضوع یا مطلبی جدید برایمان گفته می‌شود،‌ تازه می‌فهمیم چقدر درباره آن موضوع، اطلاعات کم یا ناقصی داریم. برخی آموزش‌ها آن‌قدر تکان‌دهنده و جذاب و تأثیرگذارند که آدمی با تمام وجودش حس می‌کند چقدر درباره آن موضوع نادان است و چقدر نمی‌داند. چنانچه آموزش‌هایی که می‌بینیم و آنچه یاد می‌گیریم، ما را به شخصیتی بهتر و والاتر تبدیل نکند، ره به خطا رفته‌ایم؛ اما آیا آموزش می‌تواند با خطر و آسیبی نیز همراه باشد؟ به‌عبارتی خطرهای آشکار و پنهان آموزش‌دیدن چیست؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد آموزش و یادگیری حتی چنانچه به تغییر رفتار نیز منجر شود، باز هم بی‌آسیب و بی‌خطر نیست.

ان‌شاءالله در مقاله‌های بعدی، خطرهای و آسیب‌های این نوع آموزش ارائه و تبیین خواهد شد.

برگرفته از کتاب «حلقه‌های مفقوده آموزش و یادگیری» نوشته دکتر مجید نعیم‌ياوری

ورزش برای یادگیری

در هفته چند ساعت ورزش‌ می‌کنید؟

آيا برنامه منظم و ثابت هفتگی برای ورزش‌کردن دارید؟

آخرین مرتبه‌ای که ورزش کرده‌اید، چه زمانی بوده است؟

نداشتن تحرک کافی و یک‌جا نشستن و غیرفعال‌بودن یعنی کاهش ضربان قلب و در نتیجه نرسیدن اکسیژن کافی به مغز و ناتوانی در یادگیری.

پروفسور وندی سوزوکی، عصب‌شناس برجسته، معتقد است: «ورزش، دگرگون‌کننده‌ترین کاری است که امروزه می‌توانیم برای مغزمان انجام دهیم. ورزش از جمله‌ اقدام‌هایی است که می‌تواند تأثیری فوری و قوی و طولانی‌مدت روی مغزمان بگذارد و ما را از بسیاری از بیماری‌ها ازجمله افسردگی و آلزایمر نجات دهد. مغزتان هر چقدر سالم‌تر و سرحال‌تر باشد، یادگیری‌تان هم بهتر و دقیق‌تر خواهد بود. پس دست‌کم روزی بیست دقیقه ورزش کنید».

ورزش، نوعی سرمایه‌گذاری درازمدت در سطوح انرژی شماست. این‌که در کوتاه‌مدت آن را رها کنید، کار ساده و راحتی است؛ اما در طی زمان،‌ تناسب خود را از دست می‌دهید و واضح‌ فکر کردن و هوشیار ماندن در طول روز برایتان دشوارتر می‌شود.

وقت ورزش‌کردن نداریم

چنانچه دغدغه‌ و بهانه‌تان اینست که وقت ورزش‌کردن ندارید، پیش‌فرض خود را رفتن به سالن و باشگاه ورزشی قرار ندهید. این عادت را در خودتان ایجاد کنید که هر روز تعدادی شنا و بارفیکس انجام دهید. این باعث می‌شود قلب شما پمپاژ بیشتری انجام دهد و گردش خون بهتری داشته باشید. در این صورت نیازی نیست دو ساعت از برنامه شلوغ کاری روزانه‌تان را برای ورزش جدا کنید. می‌توانید رفتن به باشگاه بدنسازی و تناسب اندام را به این عادت بنیادی و پایه بیفزایید؛ اما تا زمانی که فرصت رفتن به باشگاه ندارید، این سرمایه‌گذاری اصولی در ورزش، شما را سرحال و هوشیار نگه خواهد داشت.

اقدام عملی

این حرکت ورزشی را انجام دهید:

  1. بایستید؛ ۲٫ دست‌ها روبه‌جلو؛ ۳٫ بنشینید؛ ۴٫ حالت شنا بگیرید؛ ۵٫ پاها را جمع کنید؛ ۶٫ دوباره بایستید.

تعداد حرکت: دست‌کم روزی ده مرتبه

خوابیدن برای یادگیری

استراحت و خواب کافی به عنوان اصل ضروری و نیاز اساسی مغز یادگیرندگان به‌ویژه کودکان و نوجوانان محسوب می‌شود. نتیجه کم‌خوابی، یادگیری نامناسب و سطحی است.

خواب مناسب و کافی برای آدم‌های مختلف، متفاوت است و این‌طور نیست که بگوییم تمام افراد باید به یک میزان ثابت در شبانه‌روز بخوابند. به عبارت بهتر پژوهش‌ها درباره این‌که میزان خواب کافی باید چقدر باشد، هیچ مقدار یکسان و مشابهی را برای افراد مختلف گزارش نکرده‌اند. ممکن است برای شما شش ساعت خواب، کافی باشد و برای دوستتان، هشت ساعت خواب هم کم باشد. نکته مهم و مسئله مهم‌تر از میزان خواب، احساس و باور و تلقین ما قبل از خوابیدن است که به خودمان می‌گوییم برای مثال با شش ساعت خواب، من هر روز صبح، با انرژی عالی و هیجان زیاد بیدار می‌شوم و صبحی عالی و بی‌نظیر را شروع می‌کنم. ممکن است عادت به هشت ساعت خواب داشته باشیم؛ در این صورت چنانچه شب با خودمان بگوییم «وای قراره هفت ساعت بخوابم»، در این حالت، صبح با کسلی و خواب‌آلودگی بیدار می‌شویم.

با وجود این، آنچه بسیاری از پژوهش‌ها بر آن تأکید می‌کنند اینست که برای افزایش سطح انرژی‌مان باید به میزان کافی بخوابیم و برای آن اهمیت ویژه‌ای قائل شویم. خواب، فونداسیون و پایه انرژیتان است. چنانچه به قدر کافی نخوابید، با کارایی ضعیفی شروع خواهید کرد.

من فقط دو ساعت خواب برام کافیه

بعضی از افراد ادعا می‌کنند با چهار‌ساعت یا سه‌ساعت یا کمتر، بهتر کار می‌کنند، پژوهش‌ها نشان می‌دهد آن‌ها با این کار به خودشان آسیب می‌زنند. به طور معمول و در حالت میانگین، چنانچه قصد دارید به مدت طولانی سرحال و قبراق باشید، هفت تا هشت ساعت خواب، کاملاً اجباری و ضروری است. آزمایشی جالب نشان داد که محرومیت از خواب، موجب کاهش مداوم عملکرد ذهنی می‌شود؛ هرچند خود افراد احساس کنند اوضاع‌واحوالشان خوب است.

شب‌ها تا دیروقت بیدارم، نمی‌تونم سرشب بخوابم

شاید بگویید برنامه کاری و خانوادگی و شغلی من به‌گونه‌ایست که باید شب‌ها تا دیروقت بیدار بمانم یا این‌که عادت ندارم شب‌ها زود بخوابم و از طرفی در طول روز هم نمی‌توانم بخوابم. چنانچه فرصت کمتری برای خوابیدن در طول شبانه‌روز دارید، از چرت‌زدن غافل نشوید. هرچند چرت‌زدن ممکن است حس تنبلی ایجاد کند؛‌ اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد مزایای شناختی متنوعی به همراه دارد. این موضوع به ویژه در زمان یادگیری مصداق بیشتری دارد؛ زیرا انفجار خواب کوتاه‌مدت می‌تواند به حافظه کمک کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد به‌ طور قطع، چرت‌زدن، نوعی قدرت و توانمندی محسوب می‌شود. وقتی به طور طبیعی خسته شده‌اید، چرتی کوتاه می‌تواند شما را برای کار در بعدازظهر آماده کند. حتی چنانچه در سازمانی کار می‌کنید که با چرت‌زدن مخالف است، شما می‌توانید بخشی از زمان ناهار یا گفت‌وگو با همکاران را برای استراحتی سریع استفاده کنید.

نکته مهم و اساسی اینست که یاد بگیریم چگونه به مدتی کوتاه چرت‌ بزنیم. چرت‌های بسیاری از افراد بیش از اندازه طولانی است و آن‌‌ها در خوابی عمیق فرو می‌روند؛‌ درنتیجه موجب می‌شود آن‌ها حتی وقتی بیدار می‌شوند، احساس گیجی و سستی بیشتری کنند؛ البته حتی این نوع چرت‌ها هم بعد از این‌که سستی اولیه از بین رفت، مزایایی به همراه دارد. بهتر است از زنگ هشدار استفاده کنید تا چرت سریع و کوتاه شما به خوابی طولانی تبدیل نشود.

برگرفته از کتاب «مولتی‌ویتامین یادگیری» نوشته دکتر مجید نعیم‌ياوری

چگونه فرزندمان را از دوران کودکی برای یادگیری آماده کنیم

یادگرفتن سریع و اثربخش از جمله دغدغه‌های پدران و مادران در دوران تحصیل فرزندانشان محسوب می‌شود. این‌که فرزندشان موضوع و مطلب‌های درسی را سریع بیاموزد و نیز سریع به خاطر بیاورد. سؤال اینجاست آمادگی برای یادگیری را چگونه در فرزندانمان ایجاد کنیم؟ آیا از پیش از دوران مدرسه، اقدام خاصی می‌توان انجام داد تا روند یادگیری را بهبود و ارتقا بخشد. اریک جنسن در کتاب «مغز و آموزش» با اشاره به تفکیک مغز انسان به سه نوع مغز حرکتی و مغز دیداری و مغز شنیداری، این موضوع را به طور ویژه بررسی کرده است.

مغز حرکتی

جنسن درگام نخست با اشاره به مغز حرکتی می‌گوید: «ارزش زمان سینه‌خیز رفتن برای افزایش آمادگی یادگیری را دست‌کم نگیرید». از همان زمان کودکی وادارکردن کودک به تحرک و سینه‌خیزرفتن و کمتر پای تلویزیون یا تبلت و موبایل‌ نشاندن، تأثیر چشمگیری در افزایش آمادگی برای یادگیری دارد. به اعتقاد جنسن، نوزادانی که با تکان‌خوردن در گهواره، ناحیه دهلیزی‌شان به طور متناوب تحریک شده است، سریع‌تر وزن می‌گیرند و بینایی و شنوایی‌ آن‌ها نیز زودتر رشد می‌کند.

مغز دیداری

پژوهش‌ها نشان می‌دهد بخش اعظم بینایی در چهار تا شش‌ماه اول رشد می‌کند. تا آنجاکه می‌توانید کودکان خود را در معرض اطلاعات قرار دهید. البته این فوران اطلاعات نباید با نشاندن کودک جلوی تلویزیون یا تبلت و موبایل حاصل شود. این ابزارها فرصتی برای تأمل یا تعامل یا رشد دیداری سه‌بعدی در اختیار کودک قرار نمی‌دهد. تلویزیون یا تبلت دوبعدی‌ هستند و نیاز مغز در حال رشد را نه‌تنها تأمین نمی‌کنند که تأثیری منفی بر آن می‌گذارند. زمانی را به گفت‌وگو و صحبت‌کردن با کودکتان اختصاص دهید. با جمله‌های کوتاه، درباره اشیا و وسایل و لوازم و اسباب‌بازی‌های وی حرف بزنید و به آن‌ها اشاره کنید. این وسیله‌ها سه‌بعدی هستند و به خوبی در رشد دیداری کودک تأثیرگذارند.

مغز شنیداری

برای رشد مغز شنیداری در کودک، برایش شعر بخوانید و وی را در معرض ترانه‌ها و موسیقی‌های مناسب و اصیل قرار دهید. تمام این صداهای اولیه، حتی موسیقی و ریتم، به مغز شکل می‌دهند. اریک جنسن با استناد به تحقیقات انجام‌شده در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، می‌نویسد: «اطفال کاملا پذیرای موسیقی‌ هستند و آن را درک می‌کنند. ازآن‌جا که مداربندی ریاضی و موسیقی در مغز با یکدیگر مرتبط هستند، آشنایی با موسیقی در این سن، به آموزش درس ریاضی در سال‌های بعد کمک می‌کند».

اقدام عملی

بنابراین برای آمادگی بهتر و بیشتر فرزندانمان برای یادگیری، نباید این کار را تا زمان مدرسه‌‌رفتن آن‌ها به تأخیر بیندازیم یا تصور کنیم اقدام خاصی نمی‌توانیم برایشان انجام دهیم. تحرک و فعالیت جسمی و حرکتی را از همان دوران کودکی در آن‌ها تقویت کنیم. از تلویزیون و فضای مجازی و تبلت و موبایل برای سرگرم‌کردن و ساعت‌ها آن‌ها را آرام‌ نگه‌داشتن استفاده نکنیم و به تأثیر مخرب آن‌ها آگاه باشیم. تا می‌توانیم در زمان‌های مختلف با آن‌ها حرف بزنیم، برایشان کتاب‌های شعر و قصه بخوانیم و نیز از تأثیر مطلوب گوش‌دادن به موسیقی‌ مناسب غافل نشویم.